خرید بک لینک
ای که پیچید شبی در دل این کوچه صدایتیک جهان پنجره بیدار شد از بانگ رسایت تا قیامت همه جا محشر کبرای تو برپاستای شبِ تارِ عدم، شام غریبان عزایت عطش و آتش و تنهایی و شمشیر و شهادتخبری مختصر از حادثه ی کرب و بلایت همرهانت صفی از آینه بودند و خوش آن روزکه درخشید خدا در همه ی آینه هایت کاش بودیم و سر و دیده و دستی چو ا

برچسب: نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 24 آبان 1397 ساعت: 6:09

کسی از عمق دریا زد صدایت، ماهی قرمز! و دریا پهن شد در زیر پایت، ماهی قرمز! شبی قلّاب ماهیگیر، دست از دامنت برداشت و کرد آن ترس ِ بی مورد رهایت، ماهی قرمز! پریدی توی آب و کوسه ها با طعنه پرسیدند : " تو، با این کفشهای تا به تایت ماهی قرمز!؟ " تصور هم نمی کردند جاشوها که اقیانوس نهنگی زیر سر دارد برایت، ماهی قرمز

برچسب: نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 24 آبان 1397 ساعت: 6:09

به خیر اوست ولی شر حساب خواهد شد گل است و وقت نوازش خراب خواهد شد چقدر شرم در او وقت خنده شیرین است که قند توی دلِ آدم آب خواهد شد دمی که وا شود اخمش ز هم، دو ابرویش چو شاه بیت غزل های ناب خواهد شد رخ اش همین که بیافتد درون فنجانم در آن هر آنچه که باشد شراب خواهد شد هوا اگرچه پر از ابرهای تیره شده همین که سر

برچسب: نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 24 آبان 1397 ساعت: 6:09

در مسیر خود هزاران پیچ و خم دارم رفیقدرد هایی تلخ، اما تازه دَم دارم رفیقدوستانِ بی وفا بسیار اما در عوضدشمنانی با وفا و هم قسم دارم رفیقبا همه نامهربانان مهربانی میکنمچون که در قلبم خدایی محترم دارم رفیقمن برای بهترین و بدترین بدخواه خویشآرزو های عجیبی در سرم دارم رفیقشیطنت های من دیوانه را جدی نگیرپشت این لبخند ها

برچسب: نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 24 آبان 1397 ساعت: 6:09

هر تکّه از دنیای من، از ماه تا ماهی هرقدر، هرجا، هر زمان، هرطور می خواهی حتّی اگر مثل زلیخا آبرویم را... از من نخواهی دید دراین عشق کوتاهی حتّی اگر بی رحم باشی مثل ابراهیم نفرین؟ زبانم لال، حتّی اخم یا آهی من آخرین نسل از زنان عاشقی هستم که اسمشان را راویان قصّه ها گاهی... من آخرین مرغ جهانم، آخرین گنجشک ک

برچسب: نویسنده: نیکا اسماعیلی تاريخ: پنجشنبه 24 آبان 1397 ساعت: 6:09

صفحه بندی